مقابله با بیابان‌زایی در قزوین در گرو حفاظت و احیای باغستان سنتی است


مریم شهبازی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
شعار روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی 2021، «احیای سرزمین، بازسازی بهتر با سرزمینی بدون تخریب» بیابان‌زایی بزرگ‌ترین چالش‌ زیست‌ محیطی عصر حاضر است که زندگی بیش از یک‌ و نیم ‌میلیارد نفر را در سرتاسر جهان تحت تأثیر قرار داده است. بیابان‌زایی گسترش بیابان‌های طبیعی یا هجوم ناهمواری‌های ماسه‌ای و تپه‌های شنی به شهرها و تأسیسات انسان‌ساز، فرسایش خاک و وقوع پدیده گردوغبار است. سایر مصادیق بیابان‌زایی عبارتند از فرآیندهای مخربی چون شوری و اُفت حاصلخیزی خاک، افزایش ضریب هرزآب، آتش‌سوزی عرصه‌های طبیعی، فرونشست زمین و متروکه‌ شدنِ سکونتگاه‌های انسانی. بیابان یک بوم‌سازگان یا اکوسیستم بوده و واجد تنوع زیستی و چشم‌اندازهای ویژه و منحصر به ‌فرد خود است. بنابراین واژه «بیابان‌زدایی» همچون «جنگل‌زدایی» یا «تالاب‌زدایی» واژه‌ای نادرست است. در واقع، به جای بیابان‌زدایی باید فرآیند بیابان‌زایی بر اثر دخالت‌های انسانی را مهار نمود، اتفاقی که شوربختانه در این سال‌ها در اثر برداشت بی‌رویه از آب‌های سطحی و نپرداختن حقابه تالاب‌ها مکرراً در کشور رخ می‌دهد. روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی به مناسبت تصویب «کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی» و با هدف افزایش آگاهی عمومی از این پدیده رو به ‌گسترش، در 17 ژوئن 1994، در سازمان ملل در تقویم محیط‌ زیستی جهان ثبت شد. ایران سومین کشوری بود که به ‌صورت رسمی و با تصویب مجلس شورای اسلامی در سال 1375 به کنوانسیون مبارزه با بیابان‌زایی ملحق و ملزم به رعایت اصول آن شد. در کشور ما پدیده بیابان‌زایی به ‌شدت در حال پیش‌روی است. مطابق آمار «انجمن علوم خاک ایران»، ایران در بین کشورهای در حال ‌توسعه جهان رتبه نخست را به لحاظ میزان فرسایش خاک دارد. مدیریت ناکارآمد منابع طبیعی و نیز تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی مهم‌ترین عوامل بیابان‌زایی در ایران، در چهار دهه اخیر، هستند و سالانه موجب حدود 100 هزار هکتار بیابان‌زایی در کشور می‌شوند. بالغ بر صد میلیون هکتار از عرصه‌های کشور نیز به‌دلیل کاهش سطح آب سفره‌های زیرزمینی و شور و قلیایی شدن آن و نیز کاهش پوشش گیاهی در معرض بیابان ‌شدن است. گسترش بی‌رویه شهرنشینی و توسعه‌ صنعتی همواره تغییرات وسیعی را در الگوی کاربری اراضی در پی داشته است. از مهم‌ترین آثار منفی تغییرات کاربری اراضی، کاهش توان اکولوژیکی و زیستی زمین است که از آن با عنوان بیابان‌زایی تکنوژنیکی یاد می‌شود. توسعه پایدار شهرها وابسته است به اکوسیستم حریم‌های مانند باغ‌ها، مزارع، جنگل‌ها و تالاب‌ها و تفاوت اساسی یک شهر پایدار و سالم در وجود و حفاظت از این اکوسیستم در پیرامون خود و تعامل صحیح با آن‌هاست. در سرزمین خشک و نیمه‌خشک ایران، ایرانیان از دیرباز و با توسعه هم‌زمان کشاورزی، به روش‌های سنتیِ حفاظت خاک و آب و مبارزه با بیابان‌زایی که با محدودیت‌های اقلیمی، خاک و زمین در کشور متناسب باشد، دست یافته بوده‌اند. این شیوه‌های سنتی و دانش‌های بومی آبخیزداری با محیط‌زیست و شرایط اقلیمی پرفشار کشور سازگار و از سوی دیگر منطبق با نیازهای آبخیزنشینان و همراه با مشارکت مردمی بوده است. استحصال آب باران و بهره‌برداری از سیلاب، یکی از راه‌های متداول تأمین آب در زراعت یا باغداری مناطق خشک و نیمه‌خشک، در قالب شیوه‌ای موسوم به آبیاری سیلابی بوده است. آبیاری سیلابی در مناطق مختلف ایران از هفت ‌هزار سال پیش مرسوم بوده است. باغستان سنتی در قزوین، با قدمتی بالغ بر 1500 سال، نمونه‌ای‌ بی‌نظیر از سامانه‌های سنتی ارزشمند بهره‌برداری از سیلاب در ایران است. مزایای این شیوه سنتی بهره‌برداری از سیلاب علاوه بر تولید محصول، کنترل سیل، حفاظت خاک و تغذیه مصنوعی آب‌های زیرزمینی و آبخوان‌ است. شهر قزوین در دامنه کوهپایه‌های البرز و بر روی مخروط‌افکنه رودخانه‌های فصلی واقع شده است. به همین دلیل، در فصول زمستان و بهار در معرض سیلاب‌های فصلی قرار می‌گیرد. این در حالی‌ است که در طول تاریخ خود و از ابتدای شکل‌گیری باغستان، آب و هوایی خشک داشته و بنابراین مدیریت مقتصدانه آب و بهره‌وری از رودخانه‌های فصلی ضروری بوده است. باغستان برای حفاظت از شهر در برابر این سیلاب‌ها، هوشمندانه به‌صورت حلقه‌ای سبز در اطراف شهر احداث شده است. در حال حاضر، باغستان پهنه‌ای 2600 هکتاری را تشکیل می‌دهد که از سه طرف شرق و جنوب و غرب، شهر قزوین را در برگرفته است. باغستان تا حدود شش دهه قبل، بیش از 4000 هکتار وسعت داشته است که به ‌خصوص در چهار دهه اخیر به‌دلیل توسعه لجام‌ گسیخته شهری، ورود صنعت و جاگیری آن در بخش‌هایی از باغستان و همچنین توسعه راه‌ها و معابر به ظرفیت‌های بوم‌شناختی آن بی‌مهری و بی‌اعتنایی شده است. به همین سبب بخش شمالی تخریب شده و بخش‌هایی از شرق و غرب آسیب دیده است. داده‌های هواشناسی دوره آماری بلندمدت قزوین (متوسط بارندگی 312 میلی‌متر و متوسط تبخیر 1470 میلی‌متر) بیانگر خشک‌بودن منطقه است. نمودار آمبروترمیک دوره بلندمدت نشان می‌دهد که دوره خشکی در قزوین حدود 6 ماه و در دامنه زمانی اواخر بهار تا اوایل پاییز است. این در‌ حالی است که آبیاری درختان بادام و پسته باغستان که متحمل خشکی هستند، به‌طور معمول تنها یک یا دو بار در سال و در شرایطی انجام می‌شود که کم‌ترین میزان تبخیر وجود دارد. تأمین آب درختان باغات و نفوذ دوسوم از آب در خاک برای تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی، نقش مهمی در ممانعت از هدایت آب‌های شیرین سیلابی، در مسیر خود از شمال به ‌سمت شوره‌زارها و رودشور جنوب استان، ایفا می‌کند و مانع باتلاقی‌ شدن اراضی پائین‌ دست می‌شود. باغستان همچنین تنها سپر شهر قزوین و حتی شهرهای دیگر استان، در برابر هجوم ریزگردهایی است که در مسیر بادهای شدید از کانون تولید ریزگرد، در شوره‌زارهای منطقه بویین‌زهرا، شهر را تهدید می‌کند. با تخریب باغستان و تخلیه سفره‌های آب زیرزمینی، شرایط برای فرونشست خاک در دشت جلگه قزوین مهیا می‌شود و شهر حفاظ اصلی خود را برای هجوم ریزگردها از دست خواهد داد. در یک کلام، باید اذعان داشت که به اعتبار تدبیر و خردی که طی بیش از هزارسال آزمون شده است، مقابله با بیابان‌زایی در قزوین در گرو حفاظت و احیای باغستان سنتی است.

سه شنبه 1 تير 1400
03:22:52
 
 
Copyright © 2021 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT