مروری بر احوال و آثار یوسف علیخانی


یوسف علیخانی در اول فروردین 1354 در روستای «میلک» از روستاهای الموت به دنیا آمد. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در روستای زادگاهش به قزوین آمد و پس از اتمام دوره متوسطه برای ادامه تحصیل راهی تهران شد. در سال 1377 از رشته زبان و ادبیات عرب دانشکده ادبیات دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. وی به عنوان خبرنگار و مترجم زبان عربی در روزنامه‌های انتخاب و جام‌جم حضور داشته است.
در بیست و پنجمین نشست عصر تجربه، یوسف علیخانی میهمان جلسه بود و در خصوص داستان‌نویس شدنش چنین توضیح داد: داستان اولم را در سال 73 در روزنامه ولایت قزوین منتشر کردم و داستان دومم را هفته بعدش در روزنامه حدیث قزوین به چاپ سپردم و پس از آن هم آثارم در نشریه‌هایی مثل ادبیات داستانی که خانم راضیه تجار از مسئولانش بود منتشر شد.
داستان‌های علیخانی با بهره گیری نویسنده از بن مایه‌های ادبیات روستایی و استفاده آگاهانه و قاعده‌مند از گویش‌های محلی منطقه رودبار الموت و طالقان و به ویژه روستای میلک تبدیل به صدایی متفاوت در آثار داستان‌نویسان جوان شده‌اند. روایت علیخانی از روستا، توصیفی تکراری و مبتنی بر آنچه تا امروز از ادبیات روستا خوانده‌ایم، نیست. علیخانی داستان‌هایش را از ادبیات شفاهی می‌گیرد. وی مولفه‌های روستای میلک را آنچنان خوب می‌پروراند و در داستانش به حرکت درمی‌آورد که روستا و اهالی‌اش در جان خواننده می‌نشیند و سودای دیدار آنها را در سر می پروراند.
تعبیری که علیخانی در خصوص شروع کار داستان‌نویسی‌اش به کار برده چنین است: نسل نویسندگانی مانند من نسلی بود که اسیر بازی‌ها فرمی در نوشتن شد و ما قربانی این ماجرا شدیم. فکر می‌کردیم هر چه باید در قالب داستان گفته شود تا به حال گفته شده و دیگر باید به کمک زبان و بازی با آن برخی مفاهیم را دوباره بیان کنیم. همین تفکر بود که منجر می‌شد من سال‌ها در مجلات مختلفی داستان داشته باشم اما جرات نداشتم از خودم کتابی مستقل منتشر کنم. حسم می‌گفت قصه‌هایی که می‌نویسم برای من نیستند.
از جمله آثار علیخانی به موارد زیر می توان اشاره کرد: نسل سوم داستان نویسی امروز شامل گفتگوهایی با نویسندگان نسل سوم ادبیات داستانی، مجموعه داستان قدم بخیر مادربزرگ من بود، مجموعه داستان اژدهاکشان، مجموعه عروس بید و اخیرا اولین رمان او با عنوان بیوه‌کشی.
بنیاد ادبیات داستانی ایران در توصیفی کوتاه از سه‌گانه‌ی مجموعه داستان‌های او چنین آورده است که:
قدم بخیر مادربزرگ من بود به دلیل تفاوت‌های بارزی که با مجموعه داستان‌های این دوره دارد و شاید به سختی بتوان ویژگی‌های آن را در مجموعه‌ای دیگر یافت، مورد توجه قرار می‌گیرد. موقعیت‌های مکانی توصیف شده در داستان‌های این مجموعه همان حس رازگونه و وهم‌آلودی را دارند که در مواجهه با یک روستا به انسان شهرنشین امروز دست می‌دهد؛ روستاهایی خالی از شور و هیجان نسل جوان، که در خانه‌هایش پیرمردها و پیرزن‌هایی جا گرفته‌اند که افسانه‌ها و روایت‌های بومی‌شان این فضای ناشناخته را وهمناک‌تر می‌سازد. نگاه مدرن نویسنده به این بن مایه‌ها، که حتی در یکی از داستان‌ها منجر به خلق اثری فرم‌گرا می‌گردد، و رویکرد متفاوت علیخانی به روستا که این بار فردیت روستاییان را مورد توجه قرار داده و برخلاف آثار پیشین از این موقعیت مکانی خاص به عنوان یک وسیله بهره نبرده است، خواننده را برای لحظاتی هرچند کوتاه سر ذوق می‌آورد.
داستان‌های مجموعه اژدهاکشان مانند مجموعه داستان اول این نویسنده قدم‌بخیر مادربزرگ من بود در فضای وهم‌زده یک روستا می‌گذرند و در گروه داستان‌های اقلیمی و در رئالیسم جادوئی جای دارد. این مجموعه داستان برنده اولین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد و نامزد هشتمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری شد. یوسف علیخانی روایت جالبی از این دو مجموعه و موفقیت‌شان دارد که یادآوری آن خالی از لطف نیست: وقتی مجموعه داستان قدم به خیر مادربزرگ من بود منتشر شد به اندازه‌ای از آن استقبال به عمل آمد که باور کردنی نبود. این کتاب از نظر خودم نوعی دهاتی‌نویسی افراطی در خودش داشت ولی افرادی ماند محمد‌علی سپانلو، عبدالعلی دستغیب، حسن محمودی، بلقیس سلیمانی و...درباه‌اش نوشتند. بعد از آن رسیدم به مجموعه داستان اژدهاکشان که خیلی‌ها گفتند اصلا قصه نیست. ولی همین کتاب بود که در جایزه ادبی جلال‌آل‌احمد شایسته تقدیر شد. این جایزه را که گرفتم فشار‌ها و طعنه‌ها شروع شد که رفته‌ای و جایزه‌دولتی گرفته‌ای. اما درست سه‌ روز بعد گفتند این کتاب نامزد جایزه ادبی هوشنگ گلشیری هم شده و همین مساله شد که خیلی از نقدها فروکش کرد و من هم جرات پیدا کردم که به سراغ مجموعه داستان عروس بید بروم و در آن به زبانی برسم که نه دیلمی است و نه فارسی و تنها متعلق به خودم است.
مجموعه عروس بید شامل داستان‌های کوتاهی چون پناه برخدا، آقای غار، هراسانه، عروس بید و پیربیبی می‌باشد. در داستان پناه برخدا که از سوژه‌ای ناب برخوردار است، نویسنده با استفاده از این موقعیت خاص یعنی روستایی به نام اسیر که اغلب اوقات در مه فرورفته است و شخصیت اصلی که برای به دست آوردن دختری از این روستا باید اسیر این روستا بشود و برای همیشه در آنجا بماند و زندگی کند، داستان را به بیراهه می‌کشد. زن شخصیت اصلی در اواسط داستان قبل از مرگ خود به او توصیه می‌کند دیگر در روستا اسیر نماند و همین که او مرد روستا را ترک کند. شخصیت نیز همین کار را می‌کند و همراه دختری مرموز که همراه مادر پیرش در بیرون از روستا با آنها برخورد می‌کند و زن از او میخواهد دخترش را بردارد و از اسیر فرار کنند، فرار می‌کند و داستان در میلک با خورده شدن دختر به دست سگ‌ها تمام می‌شود. در عروس بید اتفاق دیگری که افتاده است، حرکت شخصیت‌ها به سمت شهر است. در موفق‌ترین داستان کتاب هراسانه که معنی مترسک می‌دهد، حرکت شخصیت اصلی داستان به سمت شهر و پرداخت موفق علیخانی از فضای شهر در این داستان نشانگر این نکته است که علیخانی می‌تواند از شهر نیز بنویسد.
یوسف علیخانی علاوه بر نویسنده بودن، ناشر نیز هست و انتشارات جوان و موفق آموت را که این روزها زیاد درباره‌اش می‌شنویم و در نمایشگاه‌ها حضور فعال دارد و کتاب‌های خوب چاپ می‌کند را می‌چرخاند. علیخانی در خصوص کار در حوزه ادبیات و ناشر شدنش در بیست و پنجمین عصر تجربه این‌چنین گفته است: من به ادبیات خوب اعتقاد دارم. خیلی‌ها در این کشور آمدند و نوشتند و صدا کردند و باقی‌نماندند و خیلی‌ها در شهرستان‌ها هستند که اصلا دیده نشدند. من چرا باید امروز در اینجا با شما صحبت کنم؟ اگر وضع کشورم درست و همه چیز به قاعده بود باید به جای این صحبت‌ها در گوشه‌ای مشغول نوشتن می‌بودم. اما مجبور شدم به ناشر شدن و الان هم مجبورم به ماندن و اگر روزی گرفتاری‌های مالی امروزم و بدهی‌هایم صاف شود دوباره فرار می‌کنم به کنجی و تنها می‌نویسم. نوشتن برای من نوعی دیوانگی و جنون است که به من نیروی ماندن می‌دهد. من می‌نویسم تا زنده ‌بمانم و خدا را شاهد می‌گیرم که این اصلا شعار نیست. شخصیت اصلی همه داستان‌های من خودم هستم. همیشه نارحت بوده‌ام که چرا هیچ معلمی نداشتم و خوشحالم که توانستم مردمم را بشناسم. من تجربه 20 کار را دارم. از کارگری در چلوکبابی تا فعله‌گری و چوپ‌بری و از همه هم با افتخار یاد می‌کنم اما باور دارم تا قصه‌نویس نباشی چیزی نمی‌تواند قصه‌نویست کند.

دوشنبه 15 تير 1394
04:09:37
 
 
Copyright © 2020 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT