نقدی کوتاه بر کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی» اثر استاد حسین دهلوی


مصطفی عبادی ـ کارشناس موسیقی
سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
اشاره:
کتاب پیوند شعر و موسیقی آوازی، عنوان اثری ارزشمند است از استاد حسین دهلوی که از پیشکسوتان و هنرمندان برجسته موسیقی کشور می‌باشند، از آنجایی که وی دانش‌آموخته‌ی موسیقی (در خارج از کشور) مطابق با متد و الگوهای آموزشی در غرب می‌باشد در مباحث این کتاب پیرامون رابطه‌ی شعر و موسیقی و نقش آهنگساز نظراتی دارد که به ظن و گمان نگارنده، با توجه به پیشینه‌ی فرهنگی ـ هنری، تاریخی این آب و خاک، جای تامل و درنگ بیشتری دارد که در ادامه این مقاله در خصوص نگرش نویسنده‌ی کتاب و دلایل و ضرورت‌های نقد آن بیشتر آشنا خواهیم شد.
حسین دهلوی در سال 1306 در تهران متولد شد و از 11 سالگی موسیقی را نزد پدرش آغاز کرد دیگر استادان او ابوالحسن صبا، حسین ناصحی و توماس کریستن داوید بودند. وی فارغ‌التحصیل هنرستان عالی موسیقی بوده و برای کسب تجربه و تحصیل به آلمان و اتریش سفر کرد و بعدها رهبر ارکسترهای متعددی در ایران شد. ایشان سال‌ها به تدریس در هنرستان و مراکز و مجامع آکادمیک موسیقی پرداخته‌اند. برخی آثار ایشان عبارتند از: خسروشیرین، بیژن و منیژه، اپرای مانی و مانا و دو آلبوم از تصنیفات ایشان به نام‌های: «آثاری از حسین دهلوی و گزیده‌هایی از موسیقی داستان بیژن و منیژه» از جمله کارهای دیگر ایشان تالیف و تدوین نخستین کتاب‌ آموزش تنبک با همکاری مرحوم حسین تهرانی و نخستین کتاب آموزش قانون و آخرین کار او کتاب مورد بحث این مقاله است.
استاد حسین دهلوی از مفاخر موسیقی ماست که احترام و شان مقام استادی وی بر کسی پوشیده نیست و همان‌طور که می‌دانید کتاب پیوند شعر و موسیقی آوازی و آرای ایشان در مساله‌ی پیوند شعر و موسیقی از جمله آثار و تالیفات نظری اوست، در این اثر ارزنده نکاتی حایز اهمیت است که با توجه به فضاهای موجود در موسیقی امروز (حتی پاپ) ضروری است به این مهم توجه گردد که نگارنده در این مجال به بررسی و اشاره به آن پرداخته که با هم می‌خوانیم:
دهلوی در گفتار نخست کتاب (صفحه‌ی 20 و 21 ) اشاره به انواع روش‌های پیوند شعر و موسیقی دارد که به طور اجمالی به شرح زیر است: 1ـ سراییدن شعر و سپس نغمه‌پردازی روی آن 2ـ نغمه‌پردازی و سپس قرار دادن شعر روی موسیقی 3ـ ایجاد هم‌زمان شعر و موسیقی توسط یک نفر 4ـ تعامل همزمان شاعر و موسیقی‌دان برای ایجاد یک تصنیف.
از روش‌های یاد شده در قدیم بیشتر روش سوم در تصنیف‌سازی استفاده می‌شد، یعنی شاعر و موسیقی‌دان، هر دو یکی بودند و نتیجه‌ی کار هم معمولا بسیار مطلوب بوده و معیارهای زیبایی‌شناسی موسیقی ایران در آنها بسیار رعایت شده است و گواه این امر آثار خلق شده‌ی بسیار در این حوزه است از جمله تصانیف عارف قزوین، شیدا، امیر جاهد و بسیاری از تصانیفی که به تصانیف قدیمی معروفند اما استاد دهلوی در این بخش از کتاب روش این تصنیف گران را غیرمستقیم مورد انتقاد قرار داده‌اند و از روش چهارم یعنی روش مورد استفاده‌ی خودشان به عنوان روشی مطلوب در تصنیف‌سازی نام برده‌اند. صفحه‌ی 21 کتاب پیوند شعر و موسیقی: «استفاده از روش چهارم اگر با دقت کامل و همکاری صمیمانه‌ی شاعر و آهنگساز همراه باشد بسیار رضایت‌بخش خواهد بود...»
در این جمله پیش از هر چیزی با واژه‌ی کلیدی و جالبی برمی‌خوریم که حقیقت را در مورد این نوع تفکر، پیرامون موسیقی کلاسیک ایرانی روشن می‌سازد و آن واژه، آهنگساز می‌باشد.
استفاده از این واژه بسیاری از ابهامات را برای ما برطرف می‌سازد و روشن‌کننده‌ی بینش، نظرات و افق‌های فکری استاد دهلوی در مورد موسیقی ایرانی است.
در موسیقی کلاسیک ایرانی واژه‌ای به نام آهنگساز عنوان بسیار جدیدی است که قدمت آن به دوران اواخر دوره‌ی قاجاریه می‌رسد که همراه با تحولاتی که در موسیقی ایرانی صورت گرفت و تلاش شد تا جهانی شود! و با معیارهای موسیقی غربی تطابق داده شده و حتی تئوری آن از طریق خطا و علایم موسیقی غربی توضیح داده شود، به کار برده شد. از آنجایی که در موسیقی ایرانی همه‌ی آفرینش‌ها از طریق بداهه‌سرایی و خلق در لحظه اتفاق می‌افتد به مانند شعر و شاعری، بنابراین هیچ‌گونه ماهیت محاسباتی و ریاضیاتی در ساختار آثار موسیقی ایرانی قابل مشاهده نیست، و این خود نشات گرفته از مسایل متعددی از جمله؛ الهام گرفتن موسیقی کلاسیک ایرانی از موسیقی محلی ایران و ارتباط تنگاتنگ با ادبیات و شعر است. در موسیقی محلی ایران، نوازنده و آهنگساز و راوی و خواننده همه و همه تنها یک نفر است و این جزو ویژگی‌ها و ذات موسیقی محلی ایران است که به موسیقی کلاسیک هم تسری یافته است، لذا شاید، یکی از دلایل وجود این ویژگی در موسیقی ایران نحوه‌ی نگرش به انسان در فرهنگ شرقی و به طور اخص ایرانی است.
در موسیقی ایرانی هنرمند موسیقی در پی ابداعات فردی و تغییر فرهنگ نبوده و تنها وفادار به جوهر هنر خود است و به نوعی راوی و امانت‌دار محسوب می‌شود و چنین است که نام اکثر هنرمندان موسیقی ایران در پرده‌ی گمنامی است و نتیجه را به نوعی آفرینندگی گروهی نزدیک کرده است (کل از فرد مهمتر و ارجح است). آثار موسیقی کلاسیک ایرانی معمولا در حالتی متاثر از «تاویل» که عالی‌ترین تامل نظری در تفکر ایرانی است آفریده شده‌اند که رسیدن به مرتبه‌ی شهود را می‌طلبد که قطعا تجربه‌ای شخصی است. اما در موسیقی کلاسیک غربی، نگرش به انسان به عنوان محور جهان و اعتقاد به اومانیسم، باعث شده که همان منطق علم‌جویانه و علم‌پسندانه در هنر و موسیقی غربی هم حاکم شود و فرد به عنوان خالق اثر و آهنگساز به عنوان محور در تولید یک اثر موسیقیایی شناخته گردد. آنچنان که ما حتی نام آهنگسازان دوره‌ی رنسانس و باروک و تا دوره‌های کلاسیک و رمانتیک غربی را با جزییات اثر در تاریخ موسیقی داریم، ولی بسیاری از آثار موسیقی ایرانی از جمله خود ردیف از لحاظ پدیدآورنده‌ی نغمات یا ضربی‌ها و ... کاملا مجهول است. حتی بسیاری از تصانیف موسیقی ایران، باقیمانده از دوره‌ی قاجار مجهول‌الهویه هستند که در زمره‌ی تصانیف بسیار زیبا، دلنشین و منطبق بر معیارهای زیبایی‌شناسی موسیقی ایران قرار می‌گیرند که به تصنیف قدیمی معروف شده‌اند. البته در اینجا باید خاطرنشان کرد: مقایسه‌ی دو شیوه خلق اثر یاد شده، همراه با ارزش‌گذاری نبوده و تنها مقایسه صورت گرفته است و هر کدام از شیوه‌های خلق اثر یاد شده دارای ارزش‌های هنری بسیارند، اما مشکل زمانی پیدا می‌شود که یکی بخواهد از دیگری تقلید صرف کرده و در آن ذوب شود، بدون آنکه حقایق خود را در نظر بگیرد. کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی» استاد دهلوی ضمن اینکه تجربه‌ی شخصی باارزش است، اما در واقع ادامه‌ی راه تحول موسیقی ایران است که از اواخر دوره‌ی قاجاریه آغاز گردیده است و راه خود را بدون نگاه به ارزش و اصول هنر و ادبیات و موسیقی ایران ادامه داده است. یکی دیگر از دلایل روی آوردن به واژه‌ی آهنگساز در این کتاب و در این سیستم نگاه ارکسترال به موسیقی ایران است. استاد دهلوی هم به مانند اکثر آهنگسازان دوران معاصر بدون در نظر گرفتن جوهر موسیقی ایرانی (بداهه‌سرایی) اقدام به تصنیف موسیقی ایرانی برای ارکستر کرده‌اند که این مشکلاتی را از جمله تلفیق شعر و موسیقی در قطعات آوازی ایجاد کرده است. زیرا ارایه‌ی اثر در غالب ارکستر، محدودیت‌هایی از قبیل: نحوه‌ی برخورد با تلفیق شعر و موسیقی ایجاد می‌کند که دیگر مطلوب ویژگی‌های موسیقی کلاسیک ایرانی در باب تصنیف‌سازی نیستند، زیرا در یک قالب وارداتی و نو دو عنصر کهن یکدیگر را به خوبی پذیرا نبوده و از سویی قادر نخواهند بود تا تمام ظرایف و دقایق و نکات نهفته در این پیوند را که در طی هزاران سال ایجاد شده در این قالب تازه یعنی ارکستر بروز دهند. ما در گفتار دهم کتاب شاهد بخش‌نویسی آواز در چهار بخش سوپرانو، آلتو تنور و باس هستیم که این فرم هیچ‌گونه قرابت و نسبتی با شعر و موسیقی ایرانی و نحوه‌ی پیوند پیچیده‌ی این دو با هم ندارد و تقلید صرف از آواز کلاسیک غربی است.
به جز موارد فوق باید خاطرنشان کرد که اصولا آقای دهلوی در این کتاب، موسیقی آوازی را فقط در قالب تصنیف و اثر ضربی دیده‌اند و از آواز غافل شده‌اند در صورتی که رکن اساسی موسیقی ایران آواز است و ایشان اصولا تلفیق شعر و موسیقی را در مهمترین رکن موسیقی ایران یعنی آواز کاملا نادیده گرفته‌اند و با توجه به عنوان کتاب یعنی پیوند شعر و موسیقی آوازی، کلمه‌ی آوازی ایجاد ابهام می‌کند، زیرا این کلمه حیطه‌ی بسیار گسترده‌ای را در برمی‌گیرد که آقای دهلوی آواز را فقط در تصنیف خلاصه می‌کند که این موضوع جای بحث‌های ترمینولوژیک دارد که ما از آن اجتناب می‌کنیم.
در تلفیق شعر و موسیقی معمولا روی یکسری از هجاها تحریریه‌هایی زده می‌شود که استاد دهلوی در کتاب خود فقط نمونه‌هایی از تحریرهای مختص به خود را که در آثار خویش به کار برده‌اند دارای ارزش‌های زیبایی‌شناسی و علمی! می‌دانند و کاملا به مفهوم شهر و ادای واضح، شفاف و بسیار بسته‌بندی شده کلمات و واژه‌ها اعتقاد دارند و اگر بخواهیم با معیارهای زیبایی‌شناسی دهلوی به مکاتب آوازی موسیقی ایران (مکتب تبریز، مکتب قزوین، مکتب اصفهانی و مکتب تهران) که نتیجه‌ی صدها سال هم‌زیستی شعر و موسیقی اقوام مختلف ایران هستند توجه و تمرکز نماییم، می‌باید تمام این مکاتب؛ مخصوصا مکتب تبریز (قزوین) را پر از اشتباهات و سهل‌انگاری‌ها در تلفیق شعر و موسیقی بدانیم که با توجه به آنچه از این مکتب و نمونه‌های آن سراغ داریم این امر بعید به نظر می‌رسد!
به هر روی این طرز فکری است که امروز می‌رود تا بر موسیقی ایران حاکم گردد و ارزش‌های هنری و ظرایف آواز را برای همیشه قربانی تجمل خیره‌کننده‌ی ظاهری موسیقی غرب ارکستر و دیگر جاذبه‌های آن نماید و اگر غفلت شود همانا سرنوشتی که برای موسیقی‌سازی ایران در حال رقم خوردن است، برای موسیقی آوازی هم پیش خواهد آمد که این بار به دلیل غیرانتزاعی بودن و پیوند شعر و موسیقی ابعاد این پیامد به مراتب گسترده‌تر و تاسف‌بارتر خواهد بود که ان‌شاءا... در مقالات بعدی سعی خواهد شد که در حد امکان آسیب‌شناسی‌های لازم در حوزه‌های مختلف هنر موسیقی انجام شده و مورد بررسی دقیق‌تر قرار گیرد.


سه شنبه 7 خرداد 1392
07:44:52
 
 
Copyright © 2019 velaiatnews.com - All rights reserved
E-mail : info@velaiatnews.com - Power by Ghasedak ICT